اهل ايرانم/ روزگارم طوفانيست/ تکه نانم خشکيده
/ ذوق من در خم يک خط خيالي مانده
/ تو چه داني که در اين شهر قبور،هوش من در رجز گرگ صفتها مانده/ مادرم صحبت او ذکر خداست، دائم از او مي گويد، کَم کَمَک مهري از او ميخواهد،ليکن او خود به وضوح مي داند،در اميد،صباحيست،به رويش بسته
/ قبله ام، تکه ناني که کند سير مرا/ قبله ام، تکه ناني که کند سير مرا/ يا که يک شاخه گل که فروشم او را/ يا که يک حجره پل که بخوابم شب را
/ شهرآشوبگران،فکر پيغمبري بر سر زده اند،خواب آشفته که در تخت کنند،گوي که وحي از طرف او شنفند.
/ قصه گو! قصه گو،قصه اين شهر کمي طولانيست،دوستاني که در اين شهر سراغم آيند،همه در گير گل و لاي خيابان ماندند.
/ قصه گو،قصه سرش راه درازي دارد،صبر کن،صبر کن اي قصه نويس،قصه ات فال و تماشا دارد،مردن مردم اين شهر خموش،زير پاکوبي بالاشهران،خواندنش حال و هوايي دارد/
| ||
|
آرش از کوه دماوند وطن را نگریست
/ و صدا زد : کوروش / مام میهن تنهاست نکند بار دگر رنج سکندر بیند
/ و هزاران کوروش
/ و هزاران آرش
/ و هزاران من و تو
که فقط ........ | ||
مادرم را سپاس !
پدرم را سپاس !
این لحظه را سپاس !
با هم بودنمان را سپاس !
عشقمان را سپاس !
امیدم را سپاس !
خداوندا
آرامشی عطا فرما
تا بپذیریم
هر آنچه که نمی توانیم تغییر دهیم .
شهامتی
تا تغییر دهیم آنچه را که می توانیم
و دانشی
تا بدانیم تفاوت آن دو را.
***************************************
یه عالمه حرف رو دلم تلنبار شده
ولی خب
الان دلم می خواد حرف بزنم اما غیر اینجا کسی رو ندارم البته منظورم در همین لحظه است و اگر زندگی یعنی همین لحظه پس......
بی خیال
صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن
می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من
از طعم تصنیف
در متن ادراک یک کوچه تنهاترم
تنهاترم
راستی امیدوارم همه تون تابستون خیلی خوبی داشته باشین.
یه چیز دیگه:
(( معنای زندگی من همان چیزی است که خودم می خواهم بدان بدهم .))
این حرف رو یه روزی با تمام وجود قبول داشتم الان هم دارم ولی دیگه نه با تمام وجود چون تجربه اش کردم و گذروندمش .
میدونین شاید اگه زندگی یه چیز انفرادی بود که فقط به خودمون ربط داشت همیشه این حرف درست بود ولی خب زندگی من فقط فقط هم مال من نیست در ارتباط با خیلی هاست که باعث قشنگ تر شدن و یا ...... اون میشن.
خب دیگه
همیشه خوش باشین
با اینکه خستگی زیادی داشت ولی خب روی هم رفته یه روز دوست داشتنی بود
آرزو می کنم همیشه همه روزهاتون براتون عالی باشه.
خیلی خوشحالم.
مرسی خدا
فعلا
بالاخره امتحانامون تموم شد.
آخیش راحت شدم![]()
دلم واسه اینجا حسابی تنگ شده بود.
این مدت علاوه بر امتحاناتی که گذشت پر از اتفاقات مختلف بود اتفاقاتی که شاید بعضی ها رو ازمون دور کنه که من اصلا اینو نمی خوام .اتفاقاتی که بعضیاش باعث دور شدن رفیقا از هم بعضیاش هم باعث نزدیکی شون بود . نمیدونم چی بگم فقط اونقد می گم که خیلی پر دغدغه بود.
یه عالمه خستگی نشسته رو دل همه . ولی من می خوام که باز هم به دور از اونها باشم و پر از شادی.
*****************************
من نمي دانم....
- و همين درد مرا سخت مي آزارد ...
که چرا انسان ، اين دانا
اين پيغمبر
در تکاپوهايش :
- چيزي از معجزه آن سو تر:
ره نبرده ست به اعجاز محبت ،
چه دليلي دارد ؟.....
چه دليلي دارد....
که هنوز
مهرباني را نشناخته است ؟
و نمي داند در يک لبخند ،
چه شگفتي هايي پنهان است !....
من بر آنم که در اين ديار
خوب بودن - به خدا - سهل ترين کارست
و نمي دانم
که چرا انسان ،
تا اين حد ،
با خوبي
بيگانه است .
و همين درد مرا سخت مي آزارد !.....
تقديم به همه تون
**********************************
باز هم دارم بر میگردم به حال و هوای خوب شمال ولی خب یه جورایی هم تابستون مهمون تهرانم.
همیشه خوش باشین

