نمی دونم قضیه چیه؟!
از وقتی بعد دانشگاه اومدم خونه همه یه جورایی به این نتیجه رسیدن که من خل شدم؟!!![]()
( شایدم بودم خودم خبر نداشتم!!
) حالا هر چی که هست می دونم تهش کجاست : اونجایی که بخوای رها باشی ! بی خیال باشی و خوش . میدونی نمی دونم ما آدما چرا دوست داریم همیشه به همه بفهمونیم که یه عالمه غم داریم و مال هیچکی هم به اندازه مال ما نیست؟!!!!
میدونین اونا وقتی شوخی های نا تموم منو می بینن یا اینکه هر چی بهم میگن میبینن بهم بر نمی خوره و یا بالاخره یه جوری با خنده تمومش میکنم مطمئن میشن که من یه چیزیم شده.
خودمونیم زندگی هم چیز عجیبیه ها!!
گاهی چیزی جز عادت کردن نیست . وقتی عادت می کنی از دست میدی و وقتی از دست میدی چشم به راه می مونی و این چشم به راه موندن چقد سخته!!!
گاهی هم اون قد برات قشنگه که دلت می خواد همه رو بغل کنی و بهشون این رو بفهمونی ! دلت می خواد داد بزنی بگی : خداااااااااااااااااااااااااااااا مرسی
گاهی هم .......
هر چی که هست جالبه.
همه توم همیشه خوش باشین
