تبليغاتX
طفلک جون

طفلک جون

سلام

من غصه دار نیستم فقط یه ذره بی حوصلم چون هر چقد تلاش میکنم نمی تونم به وضعیت آرامش تو کارام برسم

بی خیال

دو روز پیش تولد طفلک جونم بود

تولدت مبارک

ببخشید دیر شد

بچه ام سه سالش شد

بازم داره عید میرسه و حال و هوای همه چی در حال عوض شدن و نو شدنه!

پیشاپیش سال نو همه مبارک

راستی دیدین امسال ۳۰ اسفند داریم

تولدمه

امیدوارم همه تون همیشه زیبا ببینین و زیبایی نصیبتون شه

فعلا

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 12:38  توسط حدیث  | 

سلام

این مدت که نتونستم بنویسم کلی حرف داشتم

کلی گرفته بودم

عصبانی خسته

دوباره درس

نمی دونم

یه مدت اومده بودم که بنویسم فهمیدم که نباید دوست داشت نباید اعتماد کرد و من دیگه نه دوست خواهم داشت و نه اعتماد از همه چی خسته بودم

یه عالمه حرف که واسه گفتنش جایی نداشتم

اما مثل همیشه زمان که می گذره خیلی چیزا عوض میشه وقتی می تونی خوب فکر کنی!

الان اینجام گرفته نیستم ولی نمی خوام با رفتن زندگیم به یه مسیر دیگه اوقاتی که می تونن خیلی ارزشمند باشن رو از دست بدم

بسه!

الان دانشگام

یه جلسه با گروه داشتیم

یه دعوای محترمانه

یکی که می خواد این اتحاد رو خرابش کنه چون می بینه همه چی اون طوری نیست که می خواد آخه هزار تا مشکل هست

یکی که زیادی رو حرف خودش وایساده

نمی دونم!

اعصابم کلی خرد شده

ولی بازم بی خیال

دیروز ثبت نام ارشد بود

منم دارم میرم خونه که بعد عروسی دختر عمه ام باز هم شروع کنم به خوندن!

( جای مرد تنهای شب خالی که کلی به این عروسیه بخنده)

اینجا که بودم........

ولش کن

بهتره برم که خیلی دیرم شده

فعلا

همیشه کسب موفقیت بهترین نیست حفظ ارزشها می تونه موفقیت بزرگتری باشه

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 15:59  توسط حدیث  | 

هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم آنقدر که در من هراس گرفتن دستی هست ترس از گم شدن نیست!!

سلام

من اینجام

بر  می گردم

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 13:58  توسط حدیث  |